ماهیت شناسی جامع نهضت اسلامی كه به انقلاب اسلامی انجامید مقوله ای است كه بحثی بسیار فراتر از این مجال را نیازمند است. اما این نوشتار با توجه به فرارسیدن سالگشت تصویب لایحه احیای كاپیتولاسیون و قیام سلحشورانه برضد آن، با مطالعه موردی این جریان تاریخی برآن است تا گامی در معرفی بخشی از ماهیت انقلاب اسلامی بردارد.
مقدمه
هرچند تبلور پرتوهای برآمده از اسلام ناب در انقلاب اسلامی به حدی است كه براحتی می توان ماهیت اسلام محور آن را اثبات نمود، اما واقعیتی كه در بخشی معتنی به از جامعه ی دانشگاهی در جریان است به گونه ای دیگر درحال رقم خوردن است.
سلطه ی هژمونیك اندیشه ها و معرفت شناسی پوزیتیویستی غربی بر علوم انسانی كشور زمینه را برای برخی غرض ورزی ها و سوگیری های ذهنی در معرفی انقلاب اسلامی به نسل های پس از انقلاب فراهم ساخته است.
سیری كوتاه در آنچه دانشجویان به قلم «روشنفكران» و حتی نویسندگان مستشرق اروپائی! از انقلاب كشورمان می آموزند، گویای عمق تاثیرپذیری این تعلیمات از آموزه های تحصّلی غرب است. در این منابع، انقلاب ایران یا پروسه و نتیجه ی سیر طبیعی فضای اقتصادی و سیاسی و عمل كرد بد رژیم پهلوی معرفی گشته و یا پروژه ای كه نقطه ی عزیمت آن قیام مصدق و نقطه عطف آن حضور ملی-گرایان مذهبی و لائیك در صحنه مبارزه به عنوان «مهندسین انقلاب» برشمرده می گردد. طبیعتا نقش اسلام و روحانیون نیز به ابزاری میكانیكی برای بسیج توده ای تقلیل می یابد.
ماهیت شناسی جامع نهضت اسلامی كه به انقلاب اسلامی انجامید مقوله ای است كه بحثی بسیار فراتر از این مجال را نیازمند است. اما این نوشتار با توجه به فرارسیدن سالگشت تصویب لایحه احیای كاپیتولاسیون و قیام سلحشورانه برضد آن، با مطالعه موردی این جریان تاریخی برآن است تا گامی در معرفی بخشی از ماهیت انقلاب اسلامی بردارد.
معیارهای ماهیت شناسی یك انقلاب
با بهره گیری از اندیشه های شهید مطهری(ره) می توان موارد چهارگانه زیر را ملاك شناخت ماهیت هر انقلابی دانست
1. چرایی و ریشه های پیدایی نهضت
2. ماهیت و ویژگی های نقاط عطف
3. اهداف
4. شركت كنندگان
بررسی هر یك از این عناوین در نهضت اسلامی مردم ایران نشان می دهد كه آن، نهضتی عظیم، فراگیر و منحصر به فرد است. با مروی بر هریك از چهار معیار فوق، ماهیت اسلامی انقلاب و بطلان نظریاتی چون نظریه ی «عدم توسعه سیاسی» در توجیه انقلاب اسلامی هویدا می گردد. اما با توجه به تحدید ابعاد موضوع این نوشتار به مورد خاص احیای كاپیتولاسیون، موارد دوم و چهارم یعنی ماهیت شناسی نقاط عطف و سنخ شناسی شركت كنندگان را به بحث می نشینیم. اما پیش از آن و با توجه به پرهیز از تكرار مكررات به گذری كوتاه بر جریان احیای كاپیتولاسیون اكتفا مینمائیم.
لایحه ی احیای كاپیتولاسیون
واژه كاپیتولاسیون capitulation از كلمه لاتین capitulare مشتق شده به معنی انعقاد عهدنامه و قرارداد می باشد. اما كاپیتولاسیون معنای اصطلاحی و حقوقی خود نظام قضاوت كنسولی و برخی امتیازات و مصونیت های قضایی كه به موجب تصمیمات ایقاعی یا اسناد قضایی دیگر به دول قدرت مند در سرزمین های ضعیف داده می شد.
طبعا با این امتیاز اتباع بیگانه از شمول قوانین جزائی و مدنی در قلمرو كشور میزبان مستثنی می شدند.
این قرارداد علاوه بر امتیازات محسوس و اولیه خود، نوعی احساس حقارت پایدار را در میان رهبران و مردم كشورهای میزبان بوجود می آورد كه زمینه های ادامه ی روابط استعماری را فراهم می ساخت.
عمق ماهیت استعماری و ظالمانه ی كاپیتولاسیون به حدی بود كه علیرغم ادامه ی روابط استعماری، این قرارداد در قرن بیستم رفته رفته كنار گذاشته شد و كشورهای ژاپن (1899) , تركیه (1923) , تایلند (1927) , ایران (1928) , مصر (1937) و چین(1943) آن را لغو كردند.
ذكر مقدمه ی فوق، اوج فضاحت اقدام ذلیلانه ی محمد رضا پهلوی را در تلاش برای احیای مجدد آن در دهه چهل شمسی نمایان می سازد. البته لغو كاپیتولاسیون اولیه در ایران در زمان رضاشاه را نباید خدشه ای در وابستگی عمیق وی به بیگانگان برشمرد؛ چه این كه این لغو در پی تحولات جهانی و فراز و فرود و جابجایی جایگاه ابرقدرت ها صورت گرفت.
به هر روی در 21 مهر ماه 1343، لایحه¬ی مصونیت مستشاران و اتباع آمریكا در ایران مورد تصویب در شورای ملی قرار گرفت.
ماهیت احیای كاپیتولاسیون؛ تعارض با ملیت یا اسلام؟
نهضت اسلامی مردم ایران در یكی از برجسته ترین نقاط عطف خود، با تحقیر رژیم پهلوی و ایالات متحده آمریكا، علنا در فضای اختناق آمیز حاكم بر كشور در برابر لایحه ی مصوب كاپیتولاسیون ایستادگی نمود و تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم معتنی بهی را بر ادامه نهضت برجای گذارد كه نهایتا به پیروزی انقلاب اسلامی منجر گشت. البته بررسی این تاثیرات خارج از موضوع بحث می باشد.
گفتیم كه از راه های شناخت ماهیت یك نهضت، ماهیت شناسی نقاط عطف آن و نیز سنخ شناسی شركت كنندگان در آن است.
در مطالعه نقطه ی عطف مورد بحث و نیز سنخ شناسی بانیان آن، بررسی ماهیت خود كاپیتولاسیون و ترسیم مرزهای آن با معتقدات گروه های اسلامی و ملی، انتظار از هریك از گروه ها را برای تعامل و یا تقابل با آن هویدا می سازد.
كاپیتولاسیون در نگاه اسلام ناب و بر اساس قواعد متعدد اسلامی از جمله نفی سبیل در تقابل با آموزه های اسلام بوده و قیام اسلام خواهان در برابر آن امری متوقع است.
اما با توجه به اینكه موضوع این نوشتار پاسخ به ادعاهای گروه های موازی و یا معارض با نگاه اسلامی فوق است، باید گفت در نگاه این افراد و گروه ها، رابطه دین و سیاست رابطه ای حداقلی بوده و خداوند اداره امور اجتماعی را به خود انسان وا نهاده است. پس طبیعتا در نگاه دوم، دایره ی محدود نگاه عرفی به دین، قرارداد استعماری كاپیتولاسیون را نامربوط به امور دینی می داند.
این طیف در تغایر با نگاه دینی به مسائل اجتماعی، مفهومی تحت عنوان ملیت و ملی گرایی را جایگزین ساخته و آن را نقطه ی عزیمت حركت خود و معیار شناخت حق و باطل در دنیای سیاست معرفی می نمایند. خواندیم كه احیای كاپیتولاسیون تا چه حد ملیت ایرانی را تحقیر می نماید و به گفته امام خمینی (ره)، سگ آمریكایی از شهروند ایرانی والاتر می گردد. این گونه عرصه سیاسی كشور به میعاد امتحان بزرگی برای راستی آزمایی مدعیان ملی گرایی تبدیل می گردد.
كوتاه سخن آنكه در گفتمان «روشنفكران» سكولار كه در تلاش برای اسلام زدایی از ماهیت انقلاب اسلامی می باشند، كاپیتولاسیون امری نه مربوط به دیانت كه مربوط به ملیت بوده و طبعا اقدام قاطعانه گروه های مدعی ملی گرایی بیش از هر گروهی متوقع است.
قیام علیه لایحه احیای كاپیتولاسیون
جریانات پاییز 1343 كه تالی تصویب لایحه مورد بحث در كشور به وقوع پیوست، پایانی تاریخ ساز و سرافرازانه را برای نهضت مردمی ایران به دنبال آورد و سرافكندگی مرگ باری را برای رژیم و آمریكا فراهم ساخته و بدین سان نطقه عطفی را در این نهضت رقم می زند.
اما تحلیل این جریانات و بانیان حقیقی آن به شناخت ماهیت این نقطه عطف و در نگاهی كلان تر ماهیت انقلاب مردمی ایران كمك می نماید.
نهضت مردمی به رهبری امام خمینی (ره) و كاپیتولاسیون
امام خمینی (ره) در4 آبان 1343 در بیاناتی بسیار كوبنده و تاریخی كه البته به تبعید ایشان به خارج از كشور منجر گشت، مردم را به قیام علیه تصویب لایحه كاپیتولاسیون دعوت نموده و اعلام عزای عمومی نمودند. كه نظر به اهمیت آن اهم آن مطالب را از نظر می گذرانیم:
«انا لله و انا الیه راجعون
عید ایران را عزا كردند، من تاثرات قلبی خودم را نمیتوانم اظهار كنم. قلب من در فشار است. این چند روزی كه مسائل اخیر ایران را شنیدهام خوابم كم شده است (گریه حضار). ناراحت هستم. قلبم در فشار است. با تاثرات قلبی روزشماری میكنم كه چه وقت مرگ پیش بیاید (گریه شدید حضار) . ایران دیگر عید ندارد. عید ایران را عزا كردهاند ؛ عزا كردند و چراغانی كردند ؛ عزا كردند و دستهجمعی رقصیدند. ما را فروختند ، استقلال ما را فروختند …عزت ما پایكوب شد ؛ عظمت ایران از بین رفت ؛ عظمت ارتش ایران را پایكوب كردند.»
ایشان پس از بیان مطالب فوق به تشریح لایحه ی كاپیتولاسیون پرداختند:
«قانونی در مجلس بردند ؛ در آن قانون اولا ما را ملحق كردند به پیمان وین ؛ و ثانیا الحاق كردند به پیمان وین (تا) مستشاران نظامی ، تمام مستشاران نظامی آمریكا با خانوادههایشان ، با كارمندهای فنیشان ، با كارمندان اداریشان ، با خدمهشان ، با هر كس كه بستگی به آنها دارد ، اینها از هر جنایتی كه در ایران بكنند مصون هستند! اگر یك خادم آمریكایی ، اگر یك آشپز آمریكایی ، مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور كند ، زیر پا منكوب كند ، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاكمه كنند ، بازپرسی كنند ، باید برود آمریكا! آنجا در آمریكا اربابها تكلیف را معین كنند!
... ملت ایران را از سگهای آمریكا پستتر كردند. اگر چنانچه كسی سگ آمریكایی را زیر بگیرد ، بازخواست از او میكنند ؛ لكن ، اگر شاه ایران یك سگ آمریكایی را زیر بگیرد باز خواست میكنند ؛ و اگر چنانچه یك آشپز آمریكایی شاه ایران را زیر بگیرد ، مرجع ایران را زیر بگیرد ، بزرگتر مقام را زیر بگیرد ، هیچ كس حق تعرض ندارد! چرا؟ برای اینكه میخواستند وام بگیرند از آمریكا.»
امام خمینی (ره) در ادامه، پس از افشای توطئه قطع نفوذ روحانیون در امور از جانب رژیم علت این توطئه را این این گونه بیان نمودند:
«اگر نفوذ روحانیون باشد نمیگذارند یك دست نشانده آمریكایی این غلطها را بكند»
ایشان در ادامه با اعلام خطر به تمام اقشار سكوت در برابر این اقدامات را مذمت نمودند:
«قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم؟ و الله ، گناهكار است كسی كه داد نزند ؛ و الله ، مرتكب كبیره است كسی كه فریاد نكند به داد اسلام برسید.ای سران اسلام ، به داد اسلام برسید ای علمای نجف ، به داد اسلام برسید. ای علمای قم ، به داد اسلام برسید ؛ رفت اسلام (گریه شدید حضار) . ای ملل اسلام ، ای سران ملل اسلام ، ای روسای جمهور ملل اسلامی ، ای سلاطین ملل اسلامی ، ای شاه ایران ، به داد خودت برس. به داد همه ما برسید. ما زیر چكمه آمریكا برویم ، چون ملت ضعیفی هستیم؟! چون دلار نداریم؟! آمریكا از انگلیس بدتر ، انگلیس از آمریكا بدتر ، شوروی از هر دو بدتر.»
سخنرانی امام حاوی یك مطلب معمولی نبود. ایشان در این سخنان استراتژی و مبانی نهضت اسلامی را ترسیم نموده و مبارزه با اساس رژیم ، قطع نفوذ آمریكا از ایران و نابودی اسرائیل را سرلوحه مبارزات مردمی قرار داد.
بلافاصله هیئت موتلفه كه از گروه های پیرو خط امام خمینی (ره) به شمار می رود ده ها هزار نسخه از متن این سخنرانی را منتشر و توزیع نمود و اعتراضات سراسری مردم بالا گرفت و طوفان مردم مسلمان ایران رژیم را به وحشت افكند. رژیم پهلوی با عكس العمل شدید به سركوب قیام پرداخت و موجی از دستگیری روحانیون را آغاز نمود. رژیم شبانه امام خمینی (ره) را دستگیر و بلافاصله به تركیه تبعید نمود و هم زمان با موجی نو از دستگیری روحانیون از جمله شهید مصطفی خمینی (ره) جلوی گسترش قیام مردمی را موقتا گرفته و آتش قهر ملت را به زیر خاكستر نشاند.
ملی گرایان و كاپیتولاسیون
تعرض آمریكا و شاه به ملیت و تمدن ایران مجال مناسبی برای یارگیری كسانی بود كه به بهانه ملیت، بهایی چون محرومیت از ایدئولوژی اسلامی را به جان خریده بودند. غائله ی كاپیتولاسیون در سال 1343 مسئلهای بود كه جنبهی ملیت آن قوی بوده و ملّیت ایرانی علنا تحقیر گردید. اهانت آمریكا به ملّیت ایران فرصتی كم نظیر برای خود نمایی مدعیان ملّی گرایی فراهم نمود. در غائله ی فوق، رژیم پهلوی دقیقا دست بر نقطه ای گذارده بود كه ناسیونالیست ها آن را فلسفه ی حضور خود در صحنه ی سیاست می دانستند. اینك وقت راستی آزمایی كسانی چون بازرگان بود كه همواره اختلاف خود را با امام خمینی (ره) بر سر ارجحیت ملّیت در نزد خود و ارجحیت اسلام در نزد امام خمینی (ره) می دانستد.
اما باید گفت كه قطعا عكس العمل ملیون در قبال احیای لایحه ی خفت بار احیای كاپیتولاسیون، برگ سپیدی در تاریخ عمل كرد این تشكّل به شمار نمی رود.
نهضت آزادی، جبههی ملی، پان ایرانیست ها و ... سكوتی مرگ بار و دسته جمعی را اختیار نمودند.
ناصواب بودن این سكوت تا حدی مبرهن است كه مهندس بازرگان كه در كتاب «انقلاب ایران در دو حركت» افتخار نهضت اسلامی را به نام ملیون رقم می زند و تلاش روحانیت را «لبیك» به دعوت خود و هم اندیشانش می داند، در بیان تاریخچه نهضت، فراز پر اهمیتی چون قیام علیه كاپیتولاسیون را مسكوت می گذارد.
اما دلیل این سكوت ملیون چه بود؟
در تحلیل موضع قابل تامل گروه های ملی در قبال كاپیتولاسیون می توان به دو ویژگی پایدار ملی گرایان اشاره نمود:
1. عدم اعتقاد به پرداخت هزینه در مبارزه
ملی گرایان اعم از مذهبی و غیر مذهبی در قاطبه ی ادوار حیات خود از پرداخت هرگونه هزینه معتنی به در مبارزه اجتناب می نمودند. آنان كه با معرفت شناسی پوزیتیوستی خود، خویشتن را از آموزه های لاهوتی اسلام ناب و مكتب عاشورا محروم ساخته بودند، به محض پرهزینه یافتن عرصه، انزوا را بر حضور ترجیح می دادند. نگاهی به ادوار حضور آنان در عرصه مبارزه نشان گر تلازمی طعنه آمیز از این حضور با تولد فضای آزادی سیاسی موقت و نسبی در كشور است. اما پر واضح است كه اهداف بی بدیل، زیر بنایی و پر هزینه نهضت اسلامی با این روحیه هم خوانی نداشته و قطعا منش فرار از هزینه، نمی تواند بانی و یا «مهندس» انقلابی عظیم باشد.
تلاش های مكرر دكتر مصدق برای گرفتن تبعیت اروپا، ورود با تاخیر ایشان به عرصه مبارزه جهت ملی كردن صنعت نفت با اصرارهای بسیار و فراوان دوستان ، و عدم برخورد با مهره های نشان دار انگلیس از جانب مصدق و رها نمودن ابدی مبارزه پس از كودتا ، انزوای دراز مدت اعضای جبهه ملی در سالهای مبارزه مردم ، فرار نهضت آزادی از مبارزه و انزواطلبی دراز مدت آنان تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی و سكوت در برابر مسائلی چون كاپیتولاسیون را می توان نشانه هایی از این ضعف پایدار «روشنفكران» (؟) وطنی دانست. ضعفی كه بر اساس آن ماشین ملیون تنها در جاده ای حركت می نماید كه پیشتر، عاشورائیان آنرا «آسفالت» نموده باشد. به اذعان بازرگان:
«بنده، ماشین نازك نارنجی هستم كه باید روی آسفالت و راه هموار حركت كنم»
2. غرب زدگی
در غائله كاپیتولاسیون مسئله به آمریكا بر میگشت. متاسفانه برخلاف تاكید ادعایی ملیون بر ملیت ایرانی، گرایش شدید آنان به فرهنگ، اندیشه ها و متدلوژی غربی و نیز جایگاه وزین كشورهای غربی و بویژه ایالات متحده در نگاه آنان، جایی را برای اتكا به ملیت و تمدن ایرانی باقی نگذارده است.
جبهه ملی و نهضت آزادی كه نمایندگان برجسته ملی گرایان غیر مذهبی و مذهبی را تشكیل می دهند در این ویژگی اشتراك داشته اند. طبیعتا از صاحبان نگاهی كه در آن غرب آرمان شهر بوده و تلاش نخبگان باید در راستای اصلاح غرب محور كشور صورت پذیرد، و از سویی موفقیت هر حركتی حتی در معادلات داخلی بدون اتكال به كشورهای غربی و جلب دوستی و توجه آنان ناممكن به شمار می رود، انتظار مقابله با غرب و اقداماتی استعماری چون كاپیتولاسیون مزاحی تلخ است. طبیعی است كه پاسخ غرب گرایان به مواردی اینچنین جز «سر خمّ می سلامت» نخواهد بود. این چنین است كه مهندس بازرگان نه تنها خود در برابر آمریكا به عنوان ریشه ی اصلی جنایات شاه گامی بر نمی دارد كه در نصیحتی مشفقانه! امام خمینی (ره) را از مبارزه با آمریكا بر حذر داشته و در خواست می نماید:
«لبه تیز حملات، فعلاً بهتر است به استبداد باشد، نه استعمار»
سكوت گروه های موازی با نهضت اسلامی مردم به رهبری امام خمینی (ره) در قبال لایحه احیای كاپیتولاسیون در حالی صورت یافت كه یك هفته بعد از قضیهی كاپیتولاسیون و تبعید امام و با گران شدن بنزین، نهضت آزادی سكوت را حرام دانسته و با صدور اعلامیه اعتصاب تاكسیرانها را تأیید میكند و خواهان پایین آمدن نرخ بنزین میشود!
بدین سان «احزاب و گروه های سیاسی آن روز ایران …كوچك ترین واكنشی در برابر احیای رژیم كاپیتولاسیون از خود نشان ندادند.