انجمن اسلامي داتشجوان دانشگاه يزد
انجمن اسلامي داتشجوان دانشگاه يزد
خانه | آرشيو | جستجو | درباره ما | تماس با ما | لینکستان| نظرسنجی
سخنرانی آیت الله جوادی آملی شب اول محرم 1428
سخنرانی آیت الله جوادی آملی شب اول محرم 1428
تاريخ انتشار: دى 15 دى 1388
تعداد بازديد: 85

  اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
  بسم الله الرحمن الرحیم

  الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتمهم و افضلهم محمد و اهل بیته الاطیبین الانجبین سیما بقیة الله فی العالمین بهم نتولی و من اعدائهم نتبرء الی الله.
  موضوع سخن مبانی قرآنی نهضت حسینی(علیه السلام) است یعنی تبیین این مطلب که قیام جهانی سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب به چه دلیل قرآنی محقّق شد، کدام بخشی از آیات قرآن است که به چنین قیامی امر می‌کند و چنین نهضتی را امضا می‌کند و ما را وادار می‌کند که از این نهضت استقبال کنیم و او را اسوه قرار بدهیم.
  این بحث نه برای آن است که ما کارِ معصوم را بخواهیم به وسیله قرآن مقبول قرار بدهیم چون کاری را که معصوم(علیه السلام) می‌کند حجت خداست، اگر خدای سبحان مطلبی را در قرآن بیان کرد برای همه ما حجت است و اگر خدای سبحان به معصومش دستور داد که کاری انجام بدهد برای ما حجت است، فعل معصوم، قول معصوم، تقریر معصوم مثل آیات قرآن کریم معصوم است، مصون از اشتباه است، یقیناً حجت است اینکه گفته شد شما روایات اهل‌بیت را بر قرآن عرضه کنید خواه آن روایات معارض داشته باشد یا نداشته باشد برای این نیست که ما سند روایات را با این عرضه به دست بیاوریم اگر چیزی واقعاً قول امام بود، کار امام بود، امضای امام بود، چون امام معصوم است آن کار یقیناً حجت است و یقیناً حُکم خداست.
  سرّ اینکه گفتند شما روایات را بر قرآن کریم عرضه کنید تا روشن شود که مخالف قرآن نیست برای آن است که معلوم بشود آیا این کار، کار امام بود یا نبود، آیا این سخن، سخن امام بود یا نبود، آیا این تقریر و امضا، امضای امام بود یا نبود، یعنی برای اصل مطلب ما باید به قرآن مراجعه کنیم وگرنه اگر کسی در خدمت امام باشد و ببیند امام چنین سخنی را گفت یقیناً حجت است و نیازی به عرضه به قرآن کریم ندارد، پس سنجیدن روایات به وسیله قرآن کریم برای اصل اعتبار قول معصوم نیست، بلکه برای این است که برای ما ثابت بشود آیا این فرمایش امام هست یا نیست، آیا این کار امام هست یا نیست.
  آنچه در این بحث مطرح می‌شود این نیست که این کار حجت است یا نه، چون قیام سیدالشهدا یک امر قطعی بود، همه ما می‌دانیم که حسین بن علی مبارزه را شروع کرد، اول از راه امر به معروف و نهی از منکر، اول با تعلیم کتاب و حکمت، اول با تزکیه نفوس، اول با اتمام حجت، بعد وقتی حمله کردند او دفاع کرد.
  بحث برای آن است که قرآن کریم سخنی دارد که ثابت کند انسان برای حفظ مکتب تا آخرین لحظه باید اهل نثار و ایثار باشد یا نه، آیا قرآن کریم جامعه را به این سمت و سوی دعوت می‌کند یا نه، آیا وظیفه مردم این است که برای حفظ دین تا آخرین مرحله کوشا باشند یا نه، آیا مکتب آن قدر می‌ارزد که انسان عزیزترین افراد خانواده‌اش را فدای مکتب بکند یا نه، مکتب چیست که بشر این قدر باید فداکاری بکند، دین چقدر مهم است که انسان برای حفظ او باید از عزیزترین افراد بگذرد، محور بحث در این قسمت است که تبیین قرآنی نهضت ارائه شود نه برای بیان اینکه فعل معصوم آیا حجت است یا حجت نیست.
  بسیاری از ماها مشکل اصلی ما این است که ما خود را نشناختیم نه از آغازمان باخبریم، نه از انجاممان باخبریم، لذا خوابمان بُرده و ما خواب‌آلود زندگی می‌کنیم جامعه‌ای که خواب‌آلود باشد از آغازش بی‌خبر باشد، از انجامش بی‌خبر باشد، خود را هم نشناسد، در خواب باشد، حرف او حرف خواب‌آلوده است قیام و قعود او خواب‌آلوده است شما اگر از جامعه یک مقدار فاصله بگیرید مردم را تماشا کنید می‌بینید بسیاری از اینها کارشان کارهای خواب‌آلود است نه می‌دانند کجا بودند، نه می‌دانند کجا می‌روند، نه می‌دانند چه می‌گویند، چه می‌کنند و چه می‌خرند و چه می‌خورند از اینها سؤال بکنید از کجا آمدی؟ می‌گوید نمی‌دانم، به کجا می‌روی؟ نمی‌دانم، او فقط یک گوری می‌بیند و قبرستانی می‌بیند و این بدن را دارند خاک می‌سپارند می‌بیند و دیگر هیچ اما انسان یعنی چه؟ روح یعنی چه؟ برزخ یعنی چه؟ ما مسافریم یعنی چه؟ به کجا می‌رویم یعنی چه؟ با دست خالی رفتن سخت است یعنی چه؟ اینها را اصلاً نمی‌داند.
  قهراً کار این افراد کار آدمی است که در خواب دارد حرف می‌زند گاهی که انسان در یک‌جا نشسته ‌است می‌بیند افراد دارند حرف می‌زنند کاملاً مثل آن حالت است که انسان در کنار چند نفر خوابیده باشد و برخیها در خواب حرف می‌زنند که خوابشان این قدر سنگین است که سخن می‌گویند آن سخنهای خواب‌آلود عالمانه نیست، محققانه نیست، مبدأ برهانی ندارد، منشأ قرآنی ندارد اکثری مردم این‌اند.
  وجود مبارک نبی اکرم(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) مثل سایر انبیا آمدند انسان را معرفی کردند که انسان چه کسی است، جهان را معرفی کردند که جهان چه چیزی است، پیوند انسان و جهان را تبیین کردند که این رابطه چگونه باید باشد، بعد به انسان گفتند انسانا این مثلث اصل‌اش تویی آن ضلع مهم تویی، جهان را می‌بینی برای توست، جهان به تو مرتبط است نه تو با جهان، این پیوند انسان و جهان به این نیست که انسان بخواهد به جهان تکیه کند، بلکه جهان به انسان دارد تکیه می‌کند و اگر انسان نبود خدا جهانی را نمی‌آفرید این مثلث ضلع اصلی‌اش بشریت است یعنی این ضلع اصلی مثلث انسان، عالم و آدم و پیوند بین این دو این ضلع اصلی انسان است، جهان برای انسان است و جهان را انسان می‌گرداند نظم جهان، خوبی جهان، بدی جهان به وسیله خوبی و بدی انسان است و روزی کل این جهان عوض می‌شود برای اینکه انسان رخت بربست و سفر کرد، اگر انسانیت، جامعه انسانی، کل بشریت وارد صحنه قیامت شد دیگر این خانه کلنگی را خدا ویران می‌کند نه شمس و قمری می‌ماند، نه راه شیری می‌ماند، نه کهکشانها می‌مانند، نه ستاره‌های ثابت و سیّار می‌مانند، این خانه یک خانه کلنگی است برای انسان ساختند روزی که صاحب‌خانه رفت این خانه را ویران می‌کنند این معارف را انبیا به ما آموختند، این معارف را وجود مبارک رسول گرامی به ما آموخت این معارف در این مکتب آمده در جاهلیت با این مکتب مبارزه کردند انبیا عموماً در جاهلیتهای کهن و وجود مبارک رسول گرامی(علیهم آلاف التحیة و الثناء) خصوصاً قیام کردند و بالأخره موفق شدند دوباره کار به همان جاهلیت کهن برگشت، حسین بن علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) قیام کرد و این مکتب را زنده کرد، اصل مکتب برای آن است که به ما بفهماند بشریت برای همیشه زنده است.
  در بسیاری از آیات قرآن کریم ذات اقدس الهی وقتی کفر کافران را نقل می‌کند، نفاق منافقان را نقل می‌کند، دسیسه بداندیشان نفاقی را ذکر می‌کند می‌گوید اینها خودشان را نشناختند با یک بیان دلسوزانه می‌فرماید اینها خودشان را نشناختند نمی‌دانند چه چیزی هستند در همان اوایل سورهٴ مبارکهٴ «بقره» وقتی می‌فرماید اینها دارند نیرنگ بازی می‌کنند، خُدعه می‌کنند، با انبیا خدعه می‌کنند، با اولیا خدعه می‌کنند فرمود اینها ﴿یُخادِعُونَ اللّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا﴾ اما ﴿وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ﴾[۱]۱ اینها دارند با خودشان نیرنگ‌بازی می‌کنند منتها نمی‌دانند.
  این را شما به هر روانشناسی عرضه کنی اگر از علوم اسلامی بهره‌ای نبرده باشد آگاه نیست پیام قرآن کریم این است که انسان هر خلافی که دارد می‌کند به آن هستی و هویت خودش دارد خیانت می‌کند یک روزی همه این خیانتها ظهور می‌کند و به انسان می‌فهماند که شما هرگز از بین نمی‌روید و تمام تلاش و کوششت آن است که به خودت داری آسیب می‌رسانی.
  این معنا بخش دیگر هم همین طور است فرمود وقتی شما به منافقات می‌گویید افساد نکنید، جامعه را فاسد نکنید، آلوده نکنید می‌گویند ما مصلح‌ایم قرآ‌ن کریم می‌فرماید: ﴿أَلاَ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لاَ یَشْعُرُونَ﴾[۲]۲ اینها دارند فساد می‌کنند ولی نمی‌دانند چکار می‌کنند، چرا نمی‌دانند چکار می‌کنند؟ برای اینکه انسان خواب‌آلوده اگر لگد زده چراغ را خاموش کرده یا لگد زده ظرفی را شکسته یا لگد زده به کسی آسیب رسانده این اهل درک نیست کارش خواب‌آلود است «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا»[۳]۳ بسیاری از مردم خواب‌اند و انبیا آمدند اینها را دارند بیدار می‌کنند که این حرف تو علیه خود توست داری به آتش نزدیک می‌شوی با آتش بازی نکن.
  در سورهٴ مبارکهٴ «نساء» فرمود اینها که حرام می‌خورند نمی‌دانند چه چیزی دارند می‌خورند ﴿الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَی ظُلْماً إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً﴾[۴]۴ فرمود اینها که دارند مال حرام می‌خورند در حقیقت آتش می‌خورند منتها چون خواب‌آلود هستند دست به آتش می‌زنند یک وقتی که سوختند بیدار می‌شوند، یک وقتی هم بیدار می‌شوند می‌بینند دارند می‌سوزند.
  این حرفها برای بسیاری از افراد شناخته‌شده نبود و نیست سالار شهیدان حسین بن علی بن ابی طالب دید مردم در جاهلیت گرفتار انحرافات فکری بودند، انحرافات اخلاقی داشتند، انحرافات اقتصادی داشتند، انحرافات سیاسی و اجتماعی داشتند آلوده بودند و آن آلودگیهایی که همه‌تان می‌دانید اسلام آمد این آلودگیها را برطرف کرد، افراد را روشن کرد، عدل اجتماعی را تا حدودی اقامه کرد، احیا کرد با تلاش و کوشش با رحلت رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) دوباره اینها برگشتند به همان جاهلیت کُهن، به همان اوضاع عرب قبل از اسلام.
  وجود مبارک ابی عبدالله بیست سال این صحنه را تحمل کرد یعنی ده سال در زمان امامت امام مجتبی(سلام الله علیه) تحمل کرد، ده سال هم بعد از امام حسن تمام این صحنه‌ها را تحمل کرد، گاهی موعظه کرد، گاهی نامه می‌نوشت، گاهی سخنرانی می‌کرد البته نه به طور فعال شدید چون اموی به وسیله معاویه نمی‌گذاشتند به این وضع وجود مبارک حسین بن علی فعال باشد، بعد دید هیچ چاره ندارد معاویه که مستقر شد کاملاً جوامع آن روز را به سَمت جاهلیت قبلی بر گردادند، لذا حضرت وقتی که دارد قیام می‌کند فرمود من قیام کردم تا امر به معروف کنم، نهی از منکر کنم، مردم را صالح کنم، به سیره پیغمبر برگردند، به سیره علی‌ بن ابی طالب برگردند، خودم به همین سیره‌ها عمل می‌کنم.
  بنابراین اصل این مکتب را سالار شهیدان تشریح کرد فرمود این ﴿وَ لکِنْ لاَ یَشْعُرُونَ﴾[۵]۵ ﴿لاَ یَشْعُرُونَ﴾ را برای مردم شرح داد در همین سورهٴ مبارکهٴ «بقره» چند جا که دارد اینها نمی‌دانند چکار بکنند، گاهی در آن بخش پایانی فرمود: ﴿لاَ یَعْلَمُونَ﴾ گاهی دارد ﴿لاَ یَشْعُرُونَ﴾ گاهی دارد ﴿لاَ یَفْقَهُونَ﴾[۶]۶ فرمود ﴿أَلاَ إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَ لکِن لاَ یَعْلَمُونَ﴾[۷]۷ اینها سفیه‌اند، ولی نمی‌دانند که سفیهانه حرف می‌زنند، خب.
  در درون ما چه کسی هست، چه چیزی هست که ما از او بی‌خبریم به ما گفتند در درون شما یک هویت اصلی هست که هویت اصلی شما همان است، یک روکشی دارید که ابزار کار شماست، یعنی شما یک بدنی دارید که همه‌تان احساس می‌کنید، یک نیروی نباتی در آن هست، یک نیروی حیوانی در آن هست که غذا می‌خورید، می‌آشامید، لذت می‌برید، می‌خوابید، سخن می‌گویید، کار می‌کنید اینها حیات حیوانی شماست این حیات را حیوانات هم دارند شما می‌بینید در این بازیها این سیرکها تمام این بازیها را به یاد حیوانات هم می‌دهند این کارها که یک عده زیادی خود را برای او سرگرم کردند، برای او جانفشانی می‌کنند، می‌بینید به حیوانات هم قابل تعلیم است، قابل انتقال است.
  اینها فرمود روکش شماست، اینها شما نیستید اینها ابزار کار شماست خدای سبحان این حیات گیاهی را به شما داد، این حیات حیوانی را به شما داد تا تلاش و کوشش کنید تغذیه‌تان را تأمین کنید، تولید مثل کنید و مانند آن، آن شناسنامه اصلی شما آن است که در درونِ درون شماست، شما او را باید کند و کاو کنید شناسنامه‌تان در دستتان نیست در درونِ جان شماست، انبیا آمدند کند و کاو کردند برابر این خطبه نهج‌البلاغه «و یثیروا لهم دفائن العقول»[۸]۸ این دفینه‌ها، این گنجینه‌ها را باز کردند هویت اصلی انسان را به انسان نشان دادند، گفتند شما این هستید مثل یک زمین‌شناس ماهر که این گنجها که در درون زمین نهفته است آن را زمین‌شناسی می‌کند، کند و کاو می‌کند گنجها را استخراج می‌کند می‌گوید این کارهای گرانبهای شما، نفت‌شناسها این طورند، گازشناسها این طورند، آن کسی که معدن‌شناس است کند و کاو می‌کند آن گوهر گرانبها را ارائه می‌کند.
  انبیا معدن‌شناسهای اصلی مایند، کند و کاو کردند درون ما را به ما نشان دادند گفتند اینکه ابدی است این است، اینکه برای همیشه می‌ماند این است، اینکه خدای سبحان فرمود من آسمان و زمین را مسخّر شما قرار دادم این است، می‌بینید الآن در نظام خلقت ما بهتر از شمس و قمر چیزی نداریم، از ماه بهتر از آفتاب روشن‌تر دیگر چیزی نیست خدای سبحان می‌فرماید این شمس و قمر، این آفتاب و این ماه قبلاً یک مُشت دود بیشتر نبود ما یک مُشت دخان را یک مشت دود را به صورت راه شیری در آوردیم شمس و قمر کردیم بعد هم اینها را به صورت دود در می‌آوریم و از بین می‌بریم این طور نیست که ماه و آفتاب را از پرنیان و بلور ساخته باشند که فرمود: ﴿ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخَانٌ﴾[۹]۹ فرمود وقتی بساط زمین روشن شد خدای سبحان پرداخت به آفرینش و پردازش آسمان، خب قبلاً آسمان چه چیزی بود، آسمان را به چه صورت درآورد، بعد به چه صورت؟ فرمود: ﴿ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخَانٌ﴾ به آفرینش آسمان پرداخت در حالی که یک مُشت دخان و دود و گاز بیشتر نبود ﴿ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ﴾[۱۰]۱۰ بعد فرمود: ﴿وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ﴾[۱۱]۱۱ ما این یک مُشت دود را به صورت آسمانهای هفت‌گانه درآوردیم از او ماه ساختیم، از آن آفتاب ساختیم، از آن راه شیری ساختیم ﴿وَزَیَّنَّا﴾ این آسمان را ﴿بِمَصَابِیحَ﴾ این یک مُشت دود به این صورت درآمده برای شما این کار را کردیم در آینده نزدیک یا دور هم ﴿إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ ٭ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ﴾[۱۲]۱۲ هست ما کل این صحنه را بر می‌داریم ما برای شما فعلاً یک چراغی روشن کردیم وقتی شما رفتید این چراغ را خاموش می‌کنیم.
  این‌چنین نیست که این شمس و قمر را از طلا ساخته باشند که یا از پرنیان و بلور ساخته باشند که آن خدایی که یک مُشت دود را آفتاب درست کرد فرمود چراغ زندگی شما این شمس و قمر است، این ماه و آفتاب است شما که از اینجا رفتید ما این چراغ را خاموش می‌کنیم وقتی شما بخواهید بروید ﴿إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ﴾ هست ﴿إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ﴾ هست، خب حیف نیست انسان خود را به مجموعه آسمان و زمین بفروشد، اگر به کسی بگویند کلّ این مجموعه آسمانهای هفت‌گانه را ما به شما بدهیم، شما بشو برده شیطان، این اگر این کار را بکند ضرر کرده کل این مجموعه، چون کل این مجموعه را برای انسان آفریدند شما اگر یک مهمان داشته باشید بالأخره یک چراغ روشن می‌کنید که مهمان پذیرایی بشود، وقتی رفت خاموش می‌کنید فرمود این ماه را من روشن کردم، این آفتاب را من روشن کردم برای این مهمان عزیز، وقتی این از دنیا رحلت کرد به برزخ رسید آنجا هم من بهشت را آماده کردم برای این، قبل از اینکه به این دنیا بیاید این دنیا را مزیّن کردم، زمین را فرش کردم، آسمان را مزیّن کردم، مهمانم را دعوت کردم یعنی انسان را، وقتی انسان از این نشئه سفر می‌کند وارد برزخ و قیامت می‌شود آنجا را هم من مزیّن می‌کنم، فرش می‌کنم، بهشت است ﴿جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ﴾[۱۳]۱۳ است برای مهمانم.
  انسان می‌شود مهمان خدا منتها در مراحل مهمانی فرق می‌کند یک وقتی مهمانی خیلی رسمی است، یک وقتی مهمانی عادی است فرمود ماه مبارک رمضان ماه «ضیافة الرحمن» است کسانی که به حج موفق می‌شوند به حج مشرّف می‌شوند اینها جزء ضیوف‌الرحمان‌اند در حال عادی هم بالأخره حالت مهمانی است فرمود شما مهمانان من هستید و من کل این صحنه را هر جا شما حضور داشته باشید آن را فرش می‌کنم، مزیّن می‌کنم فرمود این فرشی که شما در عالم می‌بینید بهترین فرش شما، فرش ابریشمی است و پرنیانی من در بهشت برای شما فرشی پهن می‌کنم که نمونه‌ای از آن در عالم اصلاً نیست شما می‌بینید فرش یک آستری دارد و یک ابره تمام نقش فرش برای آن ابره است، تمام قیمت و هنر و ارزش فرش به آن ابره است، آستر که طرف زمین است آن قدر هنرنمایی و زیبایی در آن نیست، وقتی فرش را می‌‌خواهند ببینند و بخرند قسمت مهم به آن ابره‌اش نگاه می‌کنند به آن قسمتی که روی آن می‌نشینند اما پشت فرش در عین حال که محکم است آن لطافت و آثار هنری ابره را ندارد، بهترین فرش هم فرش پرنیانی و ابریشمی است.
  فرمود من در بهشت فرشهایی پهن کردم که آسترش ابریشم است، ابره‌اش چیست خدا می‌داند، فرمود: ﴿مُتَّکِئِینَ عَلَی فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ﴾[۱۴]۱۴ بطائن آن آستر را می‌گویند «الزهار ابره دانه البطانه آستر» آسترش ابریشم است، ابره‌اش چیست خدا می‌داند غالب لذتها این طور است میوه‌هایش این طور است، فرشهایش این طور است، کوثرهایش این طور است، فرمود وقتی به دنیا آمدید من زمین را برای شما مهیّا کردم، وارد آخرت می‌خواهید بشوید آنجا را هم برای شما پهن می‌کنم برای اینکه شما انسانید، اگر کسی انسانیت خودش را حفظ کرد ذات اقدس الهی این قدر برای او حرمت قائل است این را انبیا به ما تفهیم کردند شما می‌بینید کشورهای آفریقایی اینها فقیرانه زندگی می‌کنند اما روی گنج زندگی می‌کنند معدن طلا دارند، ولی نمی‌گذارند کسی بفهمد آن طلاها را استخراج کند، روی گاز و نفت زندگی می‌کنند ولی کسی به اینها اجازه نمی‌دهد استخراج بکنند، فقیرند اما دارای معدن طلای‌اند، گاهی انسان فقیرانه زندگی می‌کند در درونش هویت و معدن فرشته‌خویی است این اغراض و غرایض رفته روی آن هویت اصلی دارد ما را گرفته ما از فرشته اگر بالاتر نباشیم یقیناً کمتر نیستیم.
  می‌بینید مرحوم کلینی نقل کرده، بزرگان دیگر نقل کردند، در کتابهای مقدماتی حوزه‌های علمیه هست که فرشته‌ها جایی که طلاب علوم می‌نشینند پرها را پهن می‌کنند تا طالبان علوم روی این پرها و بالهای فرشته بنشینند «ان الملائکة لتضع اجنحتها لطالب العلم»[۱۵]۱۵ این روایت را مرحوم کلینی نقل کرده، دیگران هم نقل کردند گرچه این را در حوزه‌های علمیه تدریس می‌کنند، ولی در حسینیه‌ها در مراکز در مؤسسات تحقیقاتی جایی که طالبان علم و دانش شرکت می‌کنند آنجا هم هست این روایت اختصاصی به حوزه‌های علمیه ندارد هر جا مطالب علمی طرح می‌شود شنونده‌ها برای فراگیری مطالب علمی شرکت می‌کنند با اخلاص طرح می‌شود مستعمان و مخاطبان هم با اخلاص می‌شوند آنجا هم مجلس علم است برای هر مجلس علمی فرشته‌های خاص هستند، فرشته‌ها بالها را پهن می‌کنند تا طالبان علوم روی بال ملائکه بنشینند، چرا ملائکه این قدر خاضعانه در مجالس علمی حضور دارند بال پهن می‌کند تا طالبان علم و دانش روی بال ملائکه بنشینند برای اینکه ملائکه بال دارد با آن بال پرواز می‌کند این یک، در مجالس علمی اینها حضور پیدا می‌کنند تا به ما یاد بدهند که ما هم بال و پر دربیاوریم دو، بعد وقتی که بال و پر درآوردیم پرواز می‌کنیم این سه، اما مثل این مرغهایی که به طمع طعمه از غرب به شرق یا شرق به غرب به طمع طعمه در این تالابها حرکت می‌کنند این‌چنین نباشد چهار، ما پرواز بکنیم از طبیعت به فراطبیعت نه از شرق به غرب، نه از شمال به جنوب آنکه از شمال به جنوب پرواز می‌کند یا به عکس، آنکه از شرق به غرب پرواز می‌کند یا به عکس این مرغ مُلکی است که دارای بال و پر است، اما «مرغ باغ ملکوتم نِیَم از عالم خاک» او از طبیعت به فراطبیعت پرواز می‌کند نه به طمع طعمه از شرق به غرب.
  دو تا پرواز داریم یک پرواز مرغ مُلکی است که این به طمع طعمه دارد حرکت می‌کند از یک مکانی به مکان دیگر، یک مرغ ملکوتی است که در سورهٴ مبارکهٴ «فاطر» فرمود: ﴿أَجْنِحَةٍ مَّثْنَی وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ﴾[۱۶]۱۶ اینها بال دارند، بال و پَر متعدد دارند اینها اهل پروازند اما پرواز از مُلک به ملکوت نه از شرق به غرب خاصیت رفتن به مراکز علمی این است که آدم پر در بیاورد یک، آیین پرواز را یاد بگیرد دو، جهت‌یابی بکند سه، از جهت به بی‌جهت حرکت کند، از طبیعت به فراطبیعت حرکت کند چهار، می‌شود مرغ انسانی آن وقت نه بیراهه می‌رود نه راه کسی را می‌بندد آن وقت آزادانه اگر گفتند بفرما او مشتاقانه به طرف قیامت می‌رود چون مسافری است زاد راهش را تهیه کرده، آماده پرواز است نگرانی ندارد.
  این مکتب را انبیا آوردند، اولیا آوردند، وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) آورده بسیاری از مردم فهمیدند بعد از رحلت آن حضرت دوباره افراد را خواستند برگردانند به آن جاهلیت حسین بن علی قیام کرد و قیامش موفقیت‌آمیز بود از وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) سؤال کردند در این جریان و نهضت و قیام و مقاومت چه کسی پیروز شد؟ فرمود ما، با اینکه حضرت را با زنجیر وارد شام کردند، فرمود ما پیروز شدیم ما رفتیم مکتب را زنده کردیم، انسانیت انسان را به او نشان دادیم، آن هویت اصلی را به آنها نشان دادیم، کند و کاو کردیم این معدن را ارائه کردیم خیلیها فهمیدند و دین زنده شد و اگر می‌خواهید بفهمید که ما پیروز شدیم یا نه، هنگام نماز اذان و اقامه بگو، ببین نام چه کسی را می‌بری ما رفتیم این نام را زنده کردیم و برگشتیم.
  وجود مبارک پیامبر نامش در اذان است و در اقامه است فرمود ما رفتیم «اذا أردت أن تعلم من غلب و دخل وقت الصلاة فأذن ثم أقم»[۱۷]۱۷ اذان و اقامه بگو ببین در اذان و اقامه نام چه کسی را می‌بری، ما رفتیم این نام را زنده کردیم و برگشتیم بنی‌امیه خواستند این نام را از بین ببرند.
  بنابراین تمام هویّت ما به وسیله حسین بن علی(سلام الله علیه) بعد از آن جریان رحلت رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) روشن شد، اگر ما در بازار جهان خود را به آفتاب بفروشیم ضرر کردیم، خود را به ماه بفروشیم ضرر کردیم، خود را به این راه شیری بفروشیم ضرر کردیم، از ما گران‌تر احدی نیست، چون ابدیت برای ماست و ذات اقدس الهی آن بهشت را برای ما فراهم کرده است هر چه انسان بخواهد در آن بهشت هست.
  هفته امر به معروف و نهی از منکر هم هست و وجود مبارک حسین‌بن‌علی‌بن‌ابی‌طالب به عنوان امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد که یکی از آیات قرآن کریم هم همین بخش است که ان‌شاءالله در فرصتهایی که در پیش داریم یکی پس از دیگری این آیات عرضه می‌شود و سند قیام سالار شهیدان برای ما تبیین خواهد شد در حقیقت ثقلین یعنی قرآن و عترت هر دو ما را به امر واحد دعوت می‌کنند کار معصوم خودش حجت است ولی برای فهمیدن ما آیات قرآنی را با کار حسین بن علی(سلام الله علیه) که ارزیابی می‌کنیم، می‌بینیم آنچه را خدا در قرآن کریم فرمود حسین بن علی عمل کرد، آنچه را حسین بن علی(سلام الله علیه) عمل کرد ذات اقدس الهی در قرآن کریم فرمود.
  از مصائب بی‌بی دو عالم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) سخنی به میان آمده ایام متعلّق به این خاندان است و عرض ادب کردن به اینها برای خود ما فضیلت است چون گریه کردن ما را مسلّح می‌کند شما در دعای کمیل می‌خوانید که گریه سلاح مؤمن است، اسلحه مؤمن است اگر کسی اهل جهاد بود خواست مبارزه کند با دست خالی که نمی‌تواند بجنگد، اگر خواست با دشمن بیرون بجنگد آهن سلاح اوست، تفنگ است، گلوله است اینها سلاح و اسلحه جنگ با دشمن بیرون است، اگر خواست با غرور و منیّت و خودخواهی و نفس امّاره و نفس مسوّله بجنگد این در دعای کمیل آمده است «و سلاحه البکاء»[۱۸]۱۸ این گریهٴ خالصانه به درگاه خدای سبحان آدم را مسلّح می‌کند یعنی آدم را از غرور نجات می‌دهد، از تعدّی نجات می‌دهد، از ظلم نجات می‌دهد، از خودبینی نجات می‌دهد، از ﴿أَحْسَنُ أَثَاثاً وَ رِءْیاً﴾[۱۹]۱۹ نجات می‌دهد، از طمع نجات می‌دهد در نبرد با دشمن درون گریه می‌خواهد «و سلاحه البکاء» یعنی اسلحه مرد با ایمان در نبرد با دشمن درون قلبش شکسته است.
  گریه خاضعانه در عبادت و غیر عبادت یک اثر دارد، گریه برای سالار شهیدان یک اثر دارد این گریه ما را به ولایت نزدیک می‌کند، به امامت نزدیک می‌کند، به علاقه به آنها نزدیک می‌کند وقتی به آنها علاقمند شدیم سخنان آنها را می‌شنویم، می‌پذیریم و عمل می‌کنیم این است که ما را وادار کردند که اگر اهل نماز شب هستید در نمازهایتان گریه کنید انسانِ اهل گریه رقیق‌القلب است قصی‌القب نیست شما بارها به عرضتان رسید این هفت، هشت میلیون پرونده‌ای که در دستگاه قضایی سالها می‌گردد هشتاد درصدش یا نود درصدش بر اساس همان خشونتهاست، گذشت در آن نیست، عفو در آن نیست، اغماض در آن نیست، به من برخورد، چرا این حرف را زد، چرا حرف من را عمل نکرد این است. بودجه مملکت صرف آن می‌شود، وقت نیروها صرف آن می‌شود، پُر بودن زندانها صرف آن می‌شود.
  اگر همین حسینیه‌ها به رسالت‌اش عمل بکند مردم اهل نمازجماعت باشند، اهل حسینیه باشند، اهل عزاداری باشند نه بیراهه می‌روند، نه کسی راه آنها را می‌بندد، نه آنها راه دیگری را می‌بندند اینکه گفتند به مجالس حسین بن علی شرکت کنید برای اینکه جامعه بهترین راه زندگی‌اش همین است آنهایی که با این معارف رابطه‌ای ندارند بالأخره همیشه در زحمت‌اند این گریه هم آدم را رقیق‌القلب می‌کند، هم علاقمند به انسان کامل می‌کند، وقتی مشتاق به آنها شدیم حرفهای آنها را می‌شنویم، درباره خودِ سیدالشهدا حسین بن علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) گفتند انبیای الهی گریه کردند، وجود مبارک پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) گریه کرد، فاطمه زهرا و علی بن ابی طالب(علیهما آلاف التحیة و الثناء) گریه کردند، اما چون از فضیلت بی‌بی دو عالم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) سخنی به میان آمده من هم این یک جمله آخر را به عرضتان برسانم.
  خود وجود مبارک فاطمه زهرا(سلام الله علیها) هم برای حمایت از مکتب این تلاش و کوشش را انجام داد شما می‌بینید اینها برای حفظ مکتب، برای حفظ دین از هیچ مشکلی نگذشتند و از هر فرصتی هم حداکثر بهره را بردند، شما آن باغ فدک را می‌بینید وجود مبارک زهرا برای حفظ اسلام تا در اختیارشان بود مصرف می‌کردند، بعد هم که از اینها گرفتند برای اینکه اختلاف داخلی نشود صرف‌نظر کردند، وقتی وجود مبارک حضرت امیر را خواستند به آن وضع به مسجد ببرند فاطمه زهرا(سلام الله علیها) حضور پیدا کرده، عده‌ای آمدند بین در و دیوار اهانت کردند به ذات مقدس فاطمه زهرا(سلام الله علیه) آن وضعی که برای بی‌بی(سلام الله علیها) پیش آمد وجود مبارک فاطمه به حضرت امیر(سلام الله علیهما) نگفت ای علی من را بگیر، فرمود: «یا فضّه الیک فخُذینی» به علی بن ابی طالب چیزی عرض نکرد، فرمود ای فضّه من را بگیر، چون حضرت باردار بودند فرمود: «یا فضّه الیک فخُذینی فقد و الله قتل ما فی أحشائی من حمل»[۲۰]۲۰ این بچه‌ هم به این وضع از من گرفته شد، بعد با آن حال وقتی دید علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) را به آن وضع به مسجد بردند زنان برجسته انصار و مهاجر در خدمت حضرت بودند با اینکه فاصله بین منزل و مسجد زیاد نبود وجود مبارک بی‌بی(سلام الله علیها) در بین راه یکی، دو جا نقل کردند نشست نفسی تازه کرد، خستگی‌اش برطرف بشود با اینکه خب جوان است فاصله مسجد و بیت هم بسیار کم بود، وقتی آمد وجود مبارک حضرت امیر را با سر برهنه در کنار منبر دید، فرمود: «خل بن عمّی أو لأکشفنّ رأس بالدعا» نفرمود شوهرم را آزاد کنید، نهایت ادب را رعایت کرد فرمود دست از پسر عموی من بردارید یا سرم را برای نفرین برهنه می‌کنم.
  مرحوم شیخ مفید(رضوان الله تعالی علیه) نقل کرد که وجود مبارک امیرالمؤمنین ظاهراً به سلمان(رضوان الله علیه) فرمود سلمان برو به دختر پیغمبر بگو تو دختر رحمة للعالمینی من می‌بینیم «فانی أری جنبتی المدینة تکفئانی»[۲۱]۲۱ تنها ستون مسجد نبود که می‌لرزید وجود مبارک امیرالمؤمنین فرمود سلمان برو به دختر رحمة للعالمین بگو من می‌بینم عذاب از دو طرف مدینه دارد وارد می‌شود دو طرف این شهر مدینه دارد می‌لرزد «إنّی أریٰ جنبتی المدینة تکفئان» که وجود مبارک امیرالمؤمنین این پیام را که داد زهرا(سلام الله علیها) از آن صحنه فاصله گرفت، اما خب زینب کبرا(سلام الله علیها) مراحل سخت‌تری را در کربلا دید و این بچه‌ها دیدند که وجود مبارک زینب کبرا(سلام الله علیها) دست بُرده زیر این بدن گاهی به آسمان نگاه می‌کند حرف می‌زند، گاهی به پیغمبر بیانی دارد، گاهی به علی بن ابی طالب، گاهی به مادرش فاطمه زهرا به خدای سبحان عرض کرد «اللهم تقبّل منا هذا القربان»[۲۲]۲۲ خدایا این قربانی را از ما قبول کن، گاهی به رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) خطاب می‌کند، عرض می‌کند اینکه شما فرمودید حسین مصباح الهداست و سفینه نجات است حسین کشتی نجات است، کشتی‌ شکست خورده طوفان کربلا در خاک و خون تپیده میدان کربلا جدّا این کشتی با طوفان خون شکست و غرق طوفان خون شد.
  السلام علیکم یا أهل بیت النبوة و یا معدن الرسالة و یا مهبط الوحی و یا مختلف الملائکة.
  نسئلک اللهم و ندعوک باسمک العظیم الأعظم الاعزّ الأجل الأکرم یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله یا الله.
  پروردگارا! تو را به انبیای الهی، تو را به صُحف آسمانی و اسمای حسنایت قسم دلهای ما را ظرف معارف الهی قرار بده.
  توفیق ادراک معارف الهی، تخلّق به اخلاق الهی، عمل صالح را به همه ما مرحمت بفرما.
  امر فرج ولی‌ات را تسریع بفرما.
  نظام ما، رهبر ما، مراجع بزرگ و بزرگوار ما، حوزه‌های علمی، فقهی، فرهنگی، دانشگاهی ما را در سایه امام زمان حفظ بفرما.
  دولت ما، ملت ما، مملکت ما، تمامیت ارضی ما، جوانها و نوجوانهای ما همه را در سایه امام زمان حفظ بفرما.
  حوایج مشروعه همه را در سایه لطف امام زمان برآورده بفرما.
  مرضای مسلمانها را در سایه لطف امام زمان درمان بفرما.
  مشکلات دولت و ملت، مشکلات مسکن، مشکلات ازدواج جوانها را در سایه لطف امام زمان برطرف بفرما.
  امنیت مناطق مسلمان‌نشین مخصوصاً ایران، عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و سوریه را در سایه لطف امام زمان برقرار بفرما.
  خطر بیگانگان مخصوصاً استکبار و صهیونیسم را به خود آنها برگردان.
  فرزندان ما را تا روز قیامت از بهترین شیعیان اهل‌بیت عصمت و طهارت قرار بده.
  این عرض ادب را از همه به احسن وجه بپذیر.
  ثوابی از این عرض توسلها به ارواح معلمان، بنیانگذاران مراکز مذهب، ذوی‌الحقوق ما، کسانی که کتابهای علمی نوشتند و ما از آن استفاده می‌کنیم به بهترین وجه اهدا بفرما.
  «غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

نظرات شما:
هیچ نظری داده نشده است!
ارسال نظر:
نام:
* ايميل:
* نظر:
سه شنبه 16 شهريور 1389
ورود به سایت
نام کاربري:
کلمه عبور:
براي عضويت در سايت اينجا کليک کنيد.
تصوير تصادفي
جدیدترین اخبار
مراسم توديع و معارفه روساي سابق و جديد نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه شريف
معاون سابق استانداري تهران به اتهام اختلاس به مبلغ 5 ميليارد و 765 ميليون ريال محكوم شد
سبد هزینه اقشار مرفه و فقیر جامعه مشخص شد.
جمعه بر اساس تمام محاسبات عيد فطر است
«در مسير زاينده‌رود»؛ بهترين سريال ماه رمضان از نگاه نويسندگان و منتقدان
حذف كنكور از سال 93؛ برگزاري آخرين كنكور در سال 92
هشدار ناجا به كاربران اينترنت
طراحان خبر ترانه موسوی: از اساس دروغ بود
صهيونيست‌ها اقدامات وحشيانه خود عليه مقدسات را ادامه مي‌دهند
معاون برنامه‌ريزي و امور اقتصادي وزارت بازرگاني:
BBC: مردم ایران عقب افتاده اند‬
وزیر امور خارجه بحرین در پاسخ به «الشرق الاوسط»:
چگونگی تعیین اوقات شرعی
پایگاه خبری هافینگتون پست طی مقاله‌ای آنهایی که امریکا را تحریک به جنگ با ایران میکنند به سگهای هاری
امام جمعه موقت تهران: مهدویت بی مرجعیت و ولایت لقلقه زبان است
نامه سلیمی نمین به احمدی نژاد در نقد رفتار مشایی؛
آقاي خاتمي؛ انتقاد با براندازي فرق دارد
الهام، رهبر، شجاعي‌فرد و ميرزاده گزينه‌هاي مطرح براي رياست دانشگاه آزاد
امپریالیستی به نام مدیریت دانشگاه آزاد
عکس> دیدار آزادشدگان ناوگان آزادي با دکتراحمدي نژاد
رهبري راضي نيست كسي در زندان باشد
عكس احمدي ن‍ژاد در خيابان هاي واشنگتن براي چيست؟
نظر ‌رضایی درباره تفقد رهبری ازسید حسن
سيلي سيد حسن به وزير كشور!؟
هاشمی،سیدحسن خمینی واحمدی نژاد/عکس
اظهارات زهرا اشراقی در آستانه رحلت امام(ره)
برخورد فيزيكي ميان مسئولين برگزار كننده مراسم رحلت امام(ره)
کوثری: واکنش‌مردم به‌سیدحسن، طبیعی‌بود
گمانه زنی در باره نام عفو شده ها
منابع طبیعی
علوم پایه
فنی و مهندسی
علوم انسانی
حکایت این روزهای دستگاه قضا؛
راهبرد جدید اصلاح طلبان و اپوزیسیون
دو بچه كافي است يعني 40 سال ديگر نامي از ايران وجود ندارد
ثبت‌نام عمره دانشگاهيان آغاز شد
دست و پا زدن CIA و موساد براي خدشه در برنامه هسته اي ايران
درخواست دانشجویان برای رسیدگی سریع به پرونده‌های فساد
تازه ترین مهملات حسین حاج فرج دباغ درباره دموکراسی و امام خمینی(ره)
اعضای جدید هیات مدیره بنیاد باران انتخاب شدند
فهرست دانشگاه‌هاي غيرمعتبر خارج از كشور اعلام شد
واکنش صفار به رفع توقیف‏های اخیر
گزارش كمیسیون تحقیق مجلس خبرگان درباره رهبرانقلاب
تجدید چاپ مشکوک "عالیجناب سرخ پوش" اگبر گنجی!
دستگیری چهل کودتاچی در ترکیه
بعد از ناهار بخوابید تا باهوش شوید !
عکس/ دست‌خط رهبرانقلاب در دفتر"جماران"
روسيه اس-300 را به ايران انتقال مي‌دهد
پيمان ممنوعيت استفاده از بمب‌های خوشه‌اي